محمد الريشهري

60

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

اين آيه بهترين دليل بر رجعت است . مفسّران اهل سنّت ، در تفسير اين آيه چند دسته شده‌اند . برخى هلاك و رجوع را مطابق ظاهر آيه ، مادّى و جسمانى مىدانند و در بارهء اين پرسش كه : « اگر رجعتى براى هيچ كس واقع نمىشود ، چرا خداى متعال در اين آيه حكم عدم بازگشت را به اقوام هلاك‌شده ، اختصاص داده است ؟ » ، سكوت كرده‌اند . « 1 » دستهء ديگر ، هلاك و رجوع را معنوى در نظر گرفته‌اند و گفته‌اند : مراد ، آن است كه خداوند ، هلاك برخى را مقدّر كرده است ؛ زيرا آنان از گناه و كفر خويش باز نمىگردند . اينان مجبور شده‌اند : چند تأويل و چند تقدير درست كنند كه همهء آنها خلاف ظاهر آيه است . « 2 » دستهء سوم ، هر دو احتمال را داده‌اند . « 3 » طبرى ضمن اشاره به نظر امام باقر عليه السلام و مسئلهء رجعت ، احتمال دوم را ترجيح مىدهد . استدلال وى براى ترجيح احتمال دوم ، اين است كه خداى متعال از كار خودش در قبال كسانى خبر مىدهد كه از پاسخ مثبت به رسولان اجتناب كرده‌اند ، نه از هلاك كردن كسانى كه كفر ورزيده‌اند يا كار نيك نكرده‌اند . اين استدلال ، مخدوش است ؛ زيرا اشكالى ندارد كه خداوند ، سرنوشت كسانى را كه با رسولان مخالفت كرده‌اند و به آنان كفر ورزيده‌اند ، بيان كند و بگويد : آنان

--> ( 1 ) . مانند ابن عبّاس ، فريابى ، قتاده ، مقاتل ، ابن ابى حاتم و بيهقى ( ر . ك : روح المعانى : ج 17 ص 91 ، التفسير الوسيط للقرآن الكريم : ج 9 ص 250 و الدرّ المنثور : ج 5 ص 672 ) . ( 2 ) . مانند زجاج ، ابوعتبه ، مجاهد ، حسن و عكرمه ( ر . ك : روح المعانى : ج 17 ص 91 ، التفسير الوسيط للقرآن الكريم : ج 9 ص 250 ، و الدرّ المنثور : ج 5 ص 672 ) . ( 3 ) . مانند آلوسى در روح المعانى ( ج 17 ص 91 ) ، سيوطى در الدرّ المنثور ( ج 5 ص 672 ) ، قرطبى در الجامع‌لأحكام القرآن ( ج 11 ص 341 ) ، زحيلى در تفسير الوسيط ( ج 2 ص 1615 ) و التفسير المنير فى العقيدة و الشريعة و المنهج ( ج 17 ص 130 ) و سورآبادى در تفسير سورآبادى ( ج 3 ص 1584 ) .